با سلام به تمامي بازديد كنندگان محترم وبلاگ

 هدف از ايجاد اين وبلاگ زنده ساختن ياد و خاطرات چهار سال دانشگاه فارغ التحصيلان رشته كارشناسي تاريخ ورودي 76 دانشگاه تبريز است . اين وبلاگ به درخواست يكي از دوستان دوران دانشگاه ايجاد شد لذا از تمامي همكلاسي هاي عزيز خواهشمندم اگر خاطره ، دلنوشته ، يا هر مطلبي كه دارند و دوست دارند در اين وبلاگ منعكس شود ، مطلب خود را به صورت نظر بفرستند تا با نام خودشان در وبلاگ گذاشته شود .

یکی دیگر  از اهداف ایجاد این وبلاگ معرفی موفقیتهای دوستان بزرگوار پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تبریز می باشد . ادامه تحصیل ، مسیولیتهای شغلی مختلف ، تالیفات ، تحقیقات و مقالات تک تک دوستان باعث افتخار همکلاسی ها و زیبایی این وبلاگ خواهد شد . بنابراین مشتاقانه منتظر فرستادن لیستی از موفقیتهایتان هستیم  اسم یا عکس فرزندانتان را نیز می توانید در وبلاگ قرار دهید.ضمنا دوستان جهت بهتر و جالبتر شدن وبلاگ نظرات خود را ارائه دهند .

 دم همه فارغ التحصیلان رشته تاریخ ورودی 76 دانشگاه تبریز گرم

ايرج اسدي - علي صبوري - نادر خبازي - ولي رضائي - علیرضا سليمانزاده - علی قادري - علي بي كس - محمد عاشق ( احسانی نیا ) - صالح امين پور - محمد رحماني - ميرمحمد موسوي -رسول پیروتی- غلامرضا زایری_ابراهیم نوابی - درخشان صادقی چشمه سنگی 

زهره نوبهار - رقيه عليزاده - عزيزه مرتضوي - لاله عرفاني - زيور عيسي زاده - زينت حسين پور - مريم آقاجاني - مريم غفاري - زينب حاجيان - ليلا صالحي - خديجه باتماني - سودابه كاكائي - اشرف ياوري  - عايشه رسق قزلباش - شهناز حيدري -شکوفه حسین زاده 

 دوستان و همکلاسیهائی که تاکنون در وبلاگ حضور یافته و نظر داده اند :

رسول پیروتی - علی صبوری - صالح امین پور - ایرج اسدی - غلامرضا زائری - میرمحمد موسوی - لاله عرفانی- اشرف یاوری - زینت حسین پور - عزیزه مرتضوی - علی اصغر قادری - درخشان صادقي - عليرضا سليمانزاده- لیلا صالحی



تاريخ : شنبه 13 اسفند 1393برچسب:, | 20:18 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

روز مادر و روز زن بر همه بانوان ایران زمین و علی الخصوص بر همه بانوان همکلاسی گرامی باد .

 



تاريخ : پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:, | 16:41 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

دوستان عزیز کم و بیش با افکار ، عقاید ، فعالیتها و کتابهای احمد کسروی آشنائی دارند  در زیر شمه ای از فعالیتها و پیشینه زندگی وی به نقل از خبرگزاری فارس آورده شده است امید است دوستان عزیز نظرات خود را در مورد افکار و عقاید این شخصیت تاریخی بنویسند تا مورد استفاده عموم واقع گردد .

چگونگي‌ پيدايش‌ فدائيان‌ اسلام‌ بعد از شهريور 1320 كه‌ ايران‌ به‌ اشغال‌ قواي‌ خارجي‌ درمي‌آيد و دولت‌مركزي‌ و ارتش‌ و نيروهاي‌ انتظامي‌ به‌ شدت‌ تضعيف‌ ميشوند و جو خفگان‌رضاخاني‌ از بين‌ رفته‌ دوباره‌ يك‌ جو فكري‌ و فضاي‌ باز سياسي‌ ايجاد ميشودو روزنامه‌هاي‌ توقيف‌ شده‌ شروع‌ به‌ فعاليت‌ مي‌نمايند و روزنامه‌هاو نشريات‌جديدي‌ هم‌ منتشر ميشود و به‌ انتقاد از دوران‌ 16 ساله‌ اختناق‌ مي‌پردازند. ازطرف‌ ديگر ميراث‌ دوران‌ ديكتاتوري‌ رضاخان‌ مثل‌ بي‌حجابي‌، فساد اداري‌ وغيره‌ نيز در جامعه‌ رواج‌ فراوان‌ دارد و روحانيون‌ مبارز دوران‌ رضاخان‌ پس‌ ازرفع‌ تبعيد با مختصر احساس‌ آزادي‌ شروع‌ به‌ مبارزه‌ با اين‌ مفاسد مي‌كنند. اشغال‌ كشور توسط‌ بيگانگان‌ نيز تبعات‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ناهنجاري‌ براي‌ جامعه‌ ايران‌ داشت‌. نياز به‌ وحدت‌ اجتماعي‌ و مذهبي‌ درجامعه‌ بيش‌ از پيش‌ احساس‌ ميشود، در حالي‌ كه‌ باز بودن‌ فضاي‌ سياسي‌اجتماعي‌، نوعي‌ مبارزه‌ عميقي‌ را در جامعه‌ رواج‌ داده‌ است‌ مثل‌ فعاليتهاي‌حزب‌ توده‌، حزب‌ ايران‌، حزب‌ اداره‌ ملي‌ و حزب‌ كبود كه‌ در نشريات‌ خودهر كدام‌ از موضع‌ خاص‌ به‌ مسائل‌ جامعه‌ مي‌نگرند ولي‌ هيچ‌ كدام‌ درمان‌شفابخش‌ براي‌ دردهاي‌ عميق‌ جامعه‌ نمي‌توانند ارائه‌ بدهند. در كنار اينهااحمد كسروي‌ نويسنده‌ مشهور آن‌ دوران‌ نيز با كتابها و نشريات‌ خود به‌ نشرعقايد ديني‌ خاص‌ خود مي‌پرداخت‌. *بخش‌ اول‌ : كسروي‌ و انديشه‌هايش‌ سيد احمد كسروي‌ در روز چهارشنبه‌ هشتم‌ مهرماه‌ 1269 هـ .ش‌در هكماوار (قريه‌ حكم‌ آباد) تبريز متولد شد و در پنج‌ سالگي‌ به‌ مكتب‌ رفت‌و در سيزده‌ سالگي‌ بدليل‌ درگذشت‌ پدر از تحصيل‌ باز ماند و بكار قالي‌ بافي‌پرداخت‌ و پس‌ از سه‌ سال‌ عمامه‌ بر سر نهاده‌ و مجدداً به‌ مكتب‌ رفت‌. در اين‌ دوران‌ بود كه‌ از گوشه‌ و كنار سخنان‌، زمزمه‌هايي‌ بر خلاف‌بعضي‌ از مطالب‌ اسلامي‌ بگوش‌ مي‌رسيد كه‌ نام‌ او بعنوان‌ يك‌ فرد منحرف‌ برسر زبان‌ اهالي‌ حكم‌آباد افتاد و از آن‌ پس‌ سيد احمد نتوانست‌ در آنجا بماندناچار به‌ تبريز آمد. كسروي‌ دوران‌ جواني‌ را در تبريز سپري‌ كرد. او خود درخاطراتش‌ مي‌گويد: در همان‌ جا بود كه‌ نخست‌ بار شادروان‌ خياباني‌ را ديدم‌ و شناختم‌ او درمسجد "خاله‌ اغلي‌" تدريس‌ داشت‌ و از هيئت‌ بطلميوسي‌ و از كتاب‌ تشريح‌الافلاك‌ درس‌ مي‌گفت‌. ياد دارم‌ روز نخست‌ كه‌ ديدم‌ از "جو زهره‌" سخن‌مي‌راند و آن‌ را روشن‌ مي‌گردانيد." در 1285 ش‌ (1324 قمري‌) جنبش‌ مشروطه‌ در ايران‌ دامنه‌ گسترده‌تري‌يافت‌



ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 اسفند 1392برچسب:, | 11:58 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

سلام و عرض ادب خدمت تمامی خوانندگان عزیز این وبلاگ و سلامی ویژه خدمت همکلاسیهای عزیز

ملی شدن صنعت نفت ایران بدون شک  برگی زرین در تاریخ ایران و ایرانیان است که در کشمکش دربار و مجلس برسر امضای قرارداد الحاقی نهایتا مجلس موفق گردید که از امضای قرارداد الحاقی خودداری کرده و در 29 اسفند 1329 ملی شدن صنعت نفت ایران را به تصویب برساند .

اما وقایع و حوادث تلخ بعد این جریان ، شیرینی ملی شدن صنعت نفت ایران را به زهر هلاهل تبدیل کرد . دستهای پنهانی که از همان اولین روزهای ملی شدن صنعت نفت در کار بودند و موفق شدند با نفوذ در سازمان ملل در روز دادرسی به شکایت انگلستان در دادگاه لاهه رأی دادگاه را به نفع ایران صادر نمایند . بسیار تردید آمیز بود که قاضی انگلیسی در دادگاه لاهه به نفع ایران رأی داد . همان دستهای پشت پرده ای که مصدق را مانع حضورشان در ایران می دانستند و مسبب قیام 30 تیر در ایران شدند و چون موقتا ناکام ماندند با برنامه ریزی دقیق موجبات جدایی دوجبهه ملی و مذهبی را فراهم نمودند و در عرض یکسال کاشانی کفن پوش در 30 تیر 1331 را در 28 مرداد 1332 خانه نشین نمودند . و دیواری از بدبینی ، شکاف و بی اعتمادی بین کاشانی و مصدق بنا نمودند .

دوستان عزیز در درسهای 12 ، 13 و 14 کتاب تاریخ معاصر ایران در مقطع متوسطه به صورت پراکنده مباحثی در مورد ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد مطرح گردیده است اما ابهاماتی در مورد ملی شدن صنعت نفت و حوادث بعد از آن وجود دارد که متاسفانه در این درسها به آن ابهامات پرداخته نشده است من از دوستان عزیز خواهشمندم که در صورت امکان نظرشان را در مورد مسائل زیر و دیگر مسائل مربوط به ملی شدن صنعت نفت ، قیام 30 تیر و کودتای 28 مرداد مطرح نمایند انشاءالله که نظراتشان مورد استفاده دانش آموزان و دیگر همکاران عزیز واقع شود :

1- در کودتای 28 مرداد نقش انگلستان پررنگ بود یا آمریکا ؟

2- انگلستان تحت چه شرایطی حاضر شد که از نفت ایران صرف نظر کند و آن را دو دستی به آمریکا تقدیم کند ؟

3- هرچند مصدق در فاصله میانی 30 تیر1331 تا 28 مرداد 1332 دچار برخی اشتباهات شد اما آیا بی تفاوت بودن کاشانی به حوادث کودتای 28 مرداد با توجه به وظایف شرعی وی قابل توجیه است ؟

4- آمریکا که از سال 1776 از سلطه انگلیسیها خارج شد و اعلام استقلال نمود کدام تدابیر و برنامه ها باعث شد که در کمترین زمان ، این گونه ارباب دیرین خود را به زانو درآورد ؟ 

موسوی

 

 



تاريخ : پنج شنبه 5 دی 1392برچسب:, | 16:16 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

با سلام خدمت کلیه دوستان و همکلاسیهای قدیمی <br />
خوشحالم که پس از سالها تجدید خاطراتی شد ، امیدوارم حال همگی خوب باشد و در کنار خانواده محترم روزهای خوب و خوشی را سپری کنید.<br />
با آروزی سلامتی و موفقیت دوستان عزیز<br />
محمد احسانی نیا
[Web] -



تاريخ : چهار شنبه 27 آذر 1392برچسب:, | 14:37 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار
بتول و مصطفی پیغمبر آغلار
حسینین نوحه سین دلریش یازاندا
مسلمان سهل دیر کی کافر آغلار
کور اولموش گؤزلرین قان دوتدو شیمرین
کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار
حسینین کؤینه گی زهرا الینده
چکر قیحا قیامت ، محشر آغلار
آتاندا حرمله ، اوخ کربلاده
گؤریدین دوشمن آغلار ، لشکر آغلار
قوجاغیندا ، گؤردین ام لیلا
آلیب نعش علیّ اکبر آغلار
رباب ، نیسگیل دؤشونده سود گؤرنده
علیّ اصغری یاد ائیلر آغلار
باشیندا کاکل اکبر هواسی
یئل آغلار ، سنبل آغلار ، عنبر آغلار
یازاندا آل طاها نوحه سین من
قلم گؤردوم سیزیلدار ، دفتر آغلار
علی ، شق القمر ، محراب تیلیت قان
قولاق وئر ، مسجید اوخشار منبر آغلار
علی دن شهریار ، سن بیر اشاره
قوجاقلار قبری ، مالک اشتر آغلار

 

محمدحسین شهریار

 عرفانی



تاريخ : دو شنبه 20 آبان 1392برچسب:, | 11:36 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

 دوست عزیزی با عنوان و نام رهگذر مطلبی فرستاده اند که فقط محض اطلاع درج می کنیم قضاوت با خودتان :(نظر یادتون نره)

راستی دیدم حرف هایم را در مورد استاد فاضل تان نمایش دادید خوشحال شدم. ممنونم.برای اینکه حرف هایم را مستند کنم متن صحبت های ایشان را از خبر گزاری مهر به همراه نقد کوچکی بر آنها برایتان می فرستم هر طور خواستید منتشر کنید. این همه در راستای وصف فضایل این استاد برجسته است. در خبرگزاری مهر می فرمایند:<br />
انقلاب مشروطه نخستین جنبش مردمی در خاورمیانه/ مشروطه و تأثيرگذاری آن برجنبش هاي ضد استعماري <br />
تبریز- خبرگزاری مهر: چهاردهم مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت است، انقلاب مشروطه یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخی- اجتماعی ایران است. مشروطیت مفاهیمی مانند قانون، آزادی، انسان و شهر را وارد گفتمان مردم ایران کرد. به گزارش خبرنگار مهر، مشروطیت یکی از نقاط عطف و با اهمیت ترین رویداد تاریخی کشور ایران است. مردم ایران با این جنبش اجتماعی- اقتصادی از یک دوران تاریخی وارد دوران تاریخی دیگری شده و گام بسیار بلندی به پیش برداشتند.<br />
<br />
انقلاب مشروطه گذر از حکومت فئودالیسم به حکومت مردمی بود<br />
<br />
دکتر جلیل نائبیان عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز در گفتگو با مهر اعلام کرد: انقلاب مشروطه یک نهضت و یک جنبش بود در این نهضت ملت ایران با گذر از حکومت فئودالیسم در کشور که یک حکومت پارلمانی بود به یک حکومت مردم به مردم وارد شدند که عامل پیشرفت زمینه های مختلف اجتماعی در کشور شد.<br />
<br />
وی افزود: انقلاب مشروطه نقطه عطفی برای کشور ایران است چرا که پس از دو هزار و پانصد سال حکومت "ارباب رعیتی" برای اولین بار به معنای حکومت مردمی تبدیل شد.<br />
<br />
انقلاب مشروطه نخستین انقلاب مردمی در خاورمیانه بود<br />
<br />
عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز با اشاره به اهمیت انقلاب مشروطه در تاریخ ایران گفت: انقلاب مشروطه نخستین انقلاب مردمی در خاورمیانه بود که ملت ایران حدود صد و هفت سال پیش با آگاهی خود خواستار حکومت مردمی بودند.<br />
<br />
دکتر جلیل نائبیان با تاکید بر اهمیت زنده نگه داشتن دستاوردهای انقلاب مشروطه در کشور گفت: با توجه به اینکه انقلاب مشروطه در تاریخ کشور ایران اهمیتی والایی دارد برای زنده نگه داشتن دستاوردهای این انقلاب باید کتاب هایی برای تمامی ابعاد آن برای نسل های دیگر نوشته شود تا آنها نیز از اتفاقات آن دوران باخبر شده و برای همیشه در ذهن نسل های بعدی مردم ایران زنده بماند.<br />
<br />
وی دوری از تک روی ها و حزب گرایی ها را یکی دیگر از دستاوردهای مهم انقلاب مشروطه دانست و گفت: دوری از تک روی ها و حزب گرایی ها از دستاوردهای مهم انقلاب مشروطه بود.<br />
<br />
نقش والای علما در انقلاب مشروطه<br />
<br />
عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز با اشاره به نقش علما در انقلاب مشروطه گفت: با توجه به اینکه کشور ایران یک کشور مذهبی است، علما در آگاه سازی مردم ایران در دوران انقلاب مشروطه نقش والاتری داشتند.<br />
<br />
دکتر جلیل نائبیان ادامه داد: مردم ایران با تابعیت از علما نهضت مشروطه را به خواستگاه اصلی خود رساندند، آیت الله کاشانی و سید بهبهانی از علمای والا مقام انقلاب مشروطه بودند.<br />
اما در پاسخ:<br />
مطالبی که در اینجا آمده است اکثر فاقد ارزش هستند. در قسمت اول که راست یا دروغ عنوان شده است که حرف ها از یک استاد دانشگاه می باشد جز یک پریشان گویی نمی بینیم. از یک طرف تاکید می شود که مشروطه یک جنبش و نهضت بوده و از طرف دیگر چند خط پایین تر با عنوان انقلاب از آن یاد می شود. بگذریم از این که جنبش نیز می تواند با نهضت متفاوت باشد. یا از یک طرف ادعا می شود مشروطه یک نهضت بوده و از طرف دیگر حاصل آن «حکومت مردمی» برای اولین بار. چند خط بعد از مشروطه به عنوان «نخستین انقلاب مردمی در خاورمیانه» یاد می شود و از آیت الله کاشانی عالم مبارز در جریان ملی شدن صنعت نفت در کنار سید بهبهانی به عنوان علمای مشروطیت و دوران مشروطه یاد می شود. جالب است که این به اصطلاح استاد دانشگاه داد سخن از اهمیت مشروطه سر می دهد و خواهان نوشته شدن کتاب برای این واقعۀ مهم برای همه نسل ها می شود.پیشنهاد می کنم برای حفظ ارزش های والای این نهضت، جنبش، انقلاب!!!!! و یا هر چیز دیگری که می تواند از یک ذهن پریشان و خالی از هر گونه اطلاعات تاریخی نشات گرفته باشد کتاب هایی با قلم توانمند و علم بی انتهای این استاد بزرگ تاریخ در یک دانشگاه معتبر نوشته شود تا یک وقت نسل های این مرز و بوم از گذشته خود غافل نشوند.<br />
مدیر محترم وبلاگ اگر مصلحت می دانند در جایی بهتر این مطالب را منتشر کنند تا قابل دسترس تر باشد.<br />
بسیار سپاسگزارم

رهگذر



تاريخ : یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, | 13:16 | نویسنده : فارغ التحصیلان |


وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد. در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید.<br />
**او اولین سهام خود را در 11 سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.<br />
* *دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود، پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.<br />
**او اولین زمین کشاورزی خود را در 14 سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.<br />
* *هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.<br />
**او هنوز در خانه 3 اتاق خوابه ای که 50 سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند. او می گوید هرچه می خواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.<br />
- هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.<br />
**او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.<br />
* *شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.<br />
**او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.<br />
**همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.<br />
* *شرکت او به نام Berkshire Hathaway / برکشایر هاتوی 63 شرکت تابعه دارد.<br />
او هر سال یک نامه به مدیران آنها می نویسد و اهداف را مشخص می کند. او هیچ گاه جلسات متعدد و تماس های معمول شرکت ها را با آنها ندارد.<br />
**او همواره به مدیران خود 2 قانون را یادآور می شود: «همواره مراقب پول سهامداران باشید»، «قانون اول را فراموش نکنید».<br />
* *اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.<br />
**او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.<br />
* *سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید، تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.<br />
**وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.<br />
<br />
* *بیل گیتس، ثروتمندترین مرد روی زمین 5 سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد، بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها 10 ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد.<br />
توصیه او به افراد جوان:<br />
شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.<br />
* *از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که: «پول انسان ها را خلق نمی کند، بلکه انسان ها هستند که پول را خلق می کنند»، «زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید.»<br />
**براساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هرچه را که احساس خوبی به آن دارید، انجام بدهید.<br />
**به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید، بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی می کنید خریداری کنید.<br />
**پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که واقعا به آنها احتیاج دارید.<br />
**در نهایت اینکه این زندگی شماست، پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار می دهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟<br />
در خاتمه این نکته که: «شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.»<

صبوری



تاريخ : جمعه 26 مهر 1392برچسب:, | 18:46 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

سلام دوستان عزیز

امروز لیلا صالحی برام پیام فرستاد که تو سایت مسابقه شازده کوچولو رو سرچ کن و من اینو پیدا کردم:

شازده کوچولو بر اساس آرای هیئت داوران متشکل از:

مصطفی رحماندوست، حسن محمودی، دکتر فرشید سادات‌شریفی، ابوذر قاسمیان و آنیتا یارمحمدی

از بین ۳۰ برگزیده مرحله اول که از میان ۳۱۶ اثر رسیده انتخاب شده بودند، برندگان خود را معرفی کرد:

 

نفر اول و شاهزاده سرزمین قصه‌ها:

 

آلا رضایی ۹ساله از بوکان

آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا

واقعا از موفقیت دختر لیلا خوشحال شدم و خواستم این خبر خوب رو تو وبلاگ درج کنم. با عرض تبریک به لیلا و دختر عزیزش امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشند.

عرفانی



تاريخ : شنبه 20 مهر 1392برچسب:, | 22:8 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

گلایه ای از خدا، منتسب به دکتر علی شریعتی
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،

چه میخواهی تو از جانم؟!

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانیبه زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا

اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. 

خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

و این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا 

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانمتو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن<br />
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایمکه دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت


وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت<
خالقت
اینک صدایم کن مرا.
 
با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم ریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟ /
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،>
رهایت من نخواهم کرد.

صبوری



تاريخ : شنبه 20 مهر 1392برچسب:, | 14:54 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

با سلام و تبریک فرا رسیدن فصل زیبای پاییز

دوستان همکار حتما در جریان هستید که امسال کتابی در چهار فصل به عنوان ضمیمه برای تاریخ معاصر سال سوم  دبیرستان در اختیار دانش آموزان قرار گرفته . دوست دارم نظرات شمارو در این مورد بدونم . میدونید که نویسنده آقای ولایتی که هیچ ارتباطی و تخصصی با تاریخ ایران ندارند مولف این ضمیمه هستند گرچه چندین سال هست که ایشون کتب درسی تاریخ معاصر رو برای نسل جوان تالیف میکنند واز طرفی در یک نگاه کلی به کتاب موضوع نه چندان جذابی برای دانش آموزان داره .بیداری اسلامی .

سیاستهای مختلفی پشت این قضیه است در روزگاری که کشورهای اسلامی در مناقشات سیاسی و بحرانی ترین وضعیت به سر میبرند این بیداری اسلامی چه جنبه تربیتی از تاریخ معاصر میتونه داشته باشه.

همیشه تدریس این کتاب از جهت پنهان کردن بعضی مسائل از تاریخ معاصر از دانش آموزان برایم سخت بوده امسال این ضمیمه کار رو بدتر کرده . دوست دارم نظرات همکلاسی هایم را در این مورد بدونم . ممنون

عرفانی



تاريخ : پنج شنبه 18 مهر 1392برچسب:, | 10:17 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

سلام و عرض ادب خدمت تک تک دوستان و همکلاسیهای عزیز .

دوستان عزیز ، متاسفانه به جهت یکسری مشکلات شخصی نتوانستم تابستان را در خدمت عزیزان باشم و وبلاگ آبدیت نشد ولی با وجود این لطف دوستان همیشه شامل حال وبلاگ گردیده که با وجود آبدیت نشدن وبلاگ ، آمار نشان دهنده آن است که هر روز به آن سر زده اند . بنده با عرض پوزش از همه دوستان و علی الخصوص همکلاسیهای عزیز امیدوارم بعد از این در حد وسع در جهت به روز نمودن وبلاگ و درج مطالب و نظرات دوستان اهتمام نمایم .

امیدوارم که دوستان تعطیلات تابستان را مفید و با سلامتی گذرانده باشند . بر همه دوستان عزیز که به امر تدریس مشغولند مهر را تبریک می گویم و از دوستان عزیز خواهش می کنم اگر در تابستان مسافرتی نموده اند ، مشاهدات جذاب و خاطراتشان را جهت استفاده همه دوستان به وبلاگ بفرستند علی الخصوص اگر مسافرتشان خارج از کشور بوده است . با تشکر

موسوی



تاريخ : پنج شنبه 11 مهر 1392برچسب:, | 10:12 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

با سلام به دوستان عزیز

اولین جشنواره سراسری عکس طبیعت نمین  از تاریخ یکم تا دهم شهریور 92 در تهران - میدان انقلاب ،بعد از دانشگاه تهران ،کوچه اسکو ،نبش سینما سپیده پلاک 10 گالری زرنا   به مدیریت خانم زهرا رسول زاده نمین استاد دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و  با همکاری و مشارکت نمایندگان محترم مردم شهرستان های اردبیل، نمین، نیر و سرعین در مجلس شورای اسلامی-  فرمانداری شهرستان نمین- نگارخانه زرنا ،مجمع نمینیها  که شامل عکسهایی از طبیعت نمین توسط شرکت کنندگان در این نمایشگاه است به معرض دید عموم گذاشته شده است .مراسم افتتاحیه روز یکم شهریور از ساعت 16الی 21 و بازدید عموم همه روزه از ساعت 17الی 21 میباشد.

منتظر حضور سبزتان هستیم. www.naminfestival.ir

عرفانی



تاريخ : یک شنبه 27 مرداد 1392برچسب:, | 14:47 | نویسنده : فارغ التحصیلان |
 

باسلام وقبولی طاعات و عبادات خدمت دوستان عزیز

خیلی وقته که کسی نظری یا مطلبی به وبلاگ نمی فرسته. محض خنده و اینکه از این سوت و کوری وبلاگ دربیاییم این مطلب رو بخونید:
 
 
 
این قدر حماسه آفریدیم احساس می کنم تو شاهنامه فردوسی دارم زندگی می کنم. اِ اِ. دیو مازندران هم همین الان از کنارم رد شد. سلام دیو!
لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کردُ رفت :)) روحانی مُچکریم
خداروشکر از اون موقع که روحانی رییس جمهور شده دیگه زمین لرزه نمیاد
از آقای روحانی میخوایم ترتيب روزهاي جديد هفته در تقويم دولت جدید به شرح ذیل اعلام کنن:
شنبه، پنجشنبه، جمعه، يكشنبه، پنجشنبه، جمعه، دوشنبه، پنجشنبه، جمعه، سه شنبه،پنجشنبه، جمعه، چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه !
ﺍﻣﺮﻭﺯﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻢ !..ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻧﮕﺎﻡﮐﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻭﺷﻮ ﮐﺮﺩ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﮔﻔﺖ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻣﭽﮑﺮﯾﻢ !!!...............
 
میگن از وقتی روحانی رییس جمهور شده اگه یه فصل کتابو فول فول بلد باشی ازش سوال میاد تو امتحان :|
آقای روحانی دیگه قرار نبود ما تو این فصل سرما بخوریما :| رسیدگی کنین ....
از روحانی میخواهیم که قاتل بروسلی رو پیدا کنه.
از وقتی روحانی رییس جمهور شده گوشیم بیشتر شارژ نگه میداره.... روحانی مچکریم
میگن تو دوره ی ریاست جمهوری روحانی وقتی سر کلاس خوابت برد استاد میاد پتو میندازه روت...
دیگه "فریبرز عرب نیا " رو با " ابوالفضل پور عرب " اشتباه نمیگیرم... روحانی مچکریم !
دیگه وقتی با آهنگ بلند بلند میخونم خواننده اشتباه نمیخونه :)).... روحانی مُتشکریم
سوار تاکسی شدم 10هزاری دادم راننده پوله خرد داشت، روحانی مُچکریم =)))
پدرامون همش بهمون می گفتن زمان شاه، حالا ما به بچه هامون می گیم زمان روحانی...
الان يه فايل zip دانلود کردم رمز نداشت! روحاني مچکريم
نگاهم به کیبورد بودُ داشتم تایپ میکردم، سرمُ آوردم بالا دیدم زبان ویندوز درسته!!!.... روحانی متشکریم
امروز وقتی هندزفریمو از تو جیبم درآوردم سیمش گره نخورده بود.... روحانی متشکریــم
امـروز یه نیســـــان آبــی دیــــدم، داشـت راهنمــــا میـــزد.... روحــــانی مچکریــــــم :|
رفتم هندونه خريدم، بازش كردم دیدیم سفيده، روحاني از تو بعيد بود... این بود جواب اعتماد ما به شما آقا؟؟؟؟
ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ، ﺻﻨﺪﻭﻗﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﺴﺐ ﺯﺧﻢ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ، .... ﺭﻭﺣﺎﻧﯽﻣﻮﭼﮑﺮﯾﻢ
«نکنه این واقعا کار می کنه؟» حسن روحانی بعد از برد مقابل کره، رو به کلیدش
 
من به این حجم خوشی مشکوکم!
از آقای روحانی تقاضا داریم زودتر در اسرع وقت مردم رو توجیح کنه که ایشون رئیس جمهوره نه هری پاتر
«زمان احمدی‌نژاد همه این ها گل میشد ها». سرمربی کره بعد از بازی!
بیاین یه برنامه خودکشی دسته جمعی بذاریم تا تو اوج خدافظی کرده باشیم
روحانی به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی و عربی مسلطه. رئیس جمهور نیست که، گوگل ترانسلیته
اگه بازی والیبال رو از صربستان بردیم رو سنگ قبرم بنویسید از شادی زیاد مرد
ما از روحانی میخواهیم که در جام جهانی با اسپانیا و برزیل و آلمان و هلند و ایتالیا و فرانسه همگروه نشویم. روحانی متشکریم
از وقتی روحانی رئیس جمهور شده انگشت کوچیکه پام دیگه به مبل گیر نمی کنه. روحانی متشکریم.
می دونید چرا گل نخوردیم؟ دروازه قفل بود کلیدش دست روحانی بود.
 
 
 عرفانی
 


تاريخ : سه شنبه 25 تير 1392برچسب:, | 19:30 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

درود فراوان بر همه دوستان عزيز

امروز جاي بسي خرسندي است كه ملت بزرگ ايران شعور سياسي خود را يكبار ديگر به رخ كشيدند دوستاني كه خرده مي گرفتند بر سياست زدگي ايرانيان ، امروز بايد بر اين قضيه اذعان كنند كه اين سياست زدگي نيست بلكه اوج شعور و بينش سياسي است . ديگر مردم ايران به آن درجه از شعور سياسي ارتقا يافته اند كه مي دانند كه بايد به حزب رأي بدهند و از حزب هم خواسته ها و نيازهاي خود را پي گيري كنند . ديگر حتي افراد ساده و بي آلايش روستا ها هم به چرنديات رأي نمي دهند ديگر رأي به غرضي و امثالهم را بايد در گورستانهاي تاريخ جستجو كرد . درست است كه موانع و محدوديتهاي زيادي هست درست است كه دولت فعلي پتك سنگيني بر فرق اين مرزبوم و ملتش فرود آورده است اما بسيار اميدواريم كه دولت اين روحاني حسن روحاني با تدبير و اميد خود و با كليدي كه در دست دارد بر اين مشكلات فائق آيد و ايراني بسازد كه درخور اين ملت بزرگ است . شايد خيليها قطع اميد كرده اند اما همين حضور يكپارچه در پاي صندوقهاي رأي نشان داد كه روزنه هايي از اميد در دلها زنده است . اميد بر اينكه اين روحاني بزرگ همچون سيد بزرگ اصلاحات روح لطيف ايراني را به جهانيان عرضه كند و ديد جهان و جهانيان را نسبت به ما عوض كند و اين كار شدني است چرا كه تجربه تاريخي اين را ثابت كرده است هيچ يادم نمي رود اولين 22 بهمن بعد از رئيس جمهور شدن آقاي خاتمي كه در لاي سخنراني اش مردم شعار دادند مرگ بر آمريكا . خاتمي جمله اي گفت كه با يك جمله به جرأت مي شود گفت كه بيش از 50 درجه ديد دنيا را به ايران عوض كرد .

خاتمي گفت جايي كه من هستم صحبت از مرگ نكنيد اين جمله به معناي نفي هيچ يك از ارزشها ، اعتقادات و باورهاي ما نيست بلكه فقط و فقط به معناي اين است كه ما سر ناسازگاري با هيچ دولت و احد الناسي را نداريم . انشاء الله كه روحاني هم بتواند با پشتوانه سياستمداران بزرگ كشور و با پشتوانه مردم بزرگ ايران و لطف الهي بر مشكلات عديده اي كه هست فائق آيد  انشاء الله   

 



تاريخ : شنبه 25 خرداد 1392برچسب:, | 9:23 | نویسنده : فارغ التحصیلان |
سلام و درود فرراوان بر دوستان فرهيخته عزيز دوستان عزيز همانطور كه در جريان هستيد تنور انتخابات رياست جمهوري در ايران بسيار داغ است و اين روزها مهمترين بحث همه محافل رسمي و غير رسمي بحث انتخابات ( مهمترين نماد مردم سالاري ) هست به همين مناسبت در اين مجال از همه دوستان عزيز تقاضا مي كنم نظر خود را در مورد انتخاب اصلح بيان كنند تا در صورت صلاحديد مورد استفاده ديگر دوستان واقع گردد .

تاريخ : سه شنبه 14 خرداد 1392برچسب:, | 20:0 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

 

با عرض سلام به دوستان عزیزم

 

راجع به پنجاه و سه نفر بنیانگذاران حزب توده ایران جریان زندان رفتن و محاکمه و آزادی از زندان پهلوی اول کتابها و مقالات زیادی نوشته شده است.یکی از بهترین اثار در این زمینه کتاب پنجاه نفر و سه نفر از دکتر انور خامه ایست که خود یکی از پنجاه و سه نفر بوده است.کتاب را که به دست می گیری در اغاز گمان می کنی با رمانی مشابه محاکمه کافکا طرف هستی.یک طنز تلخ و سیاه اما کمی که جلوتر می روی به نظر می آید الکساندر دوما پدر داستان نویسی دنیا در حال روایت یک رمان تاریخی است.اما دیدن اسامی آشنا در این کتاب به شما می گوید کتاب ایرانی است و نویسنده هم همین طور.اسامی چون سید جعفر پیشه وری(بنیانگذار حکومت خودمختار آذربایجان) بزرگ علوی (نوسنده رمان معروف چشمهایش)سلیمان میرزا اسکندری(بنیانگذار حزب توده)عبدالصمد کامبخش،دکتر بهرامی،دکتریزدی،ایرج اسکندری و ...و بسیاری از مردان سیاستمدار دوران پهلوی اول و دوم.دکتر خامه ای به تفصیل روحیات هر کدام را در زندان تشریح کرده است.

 

و اینک یک بخش کوتاه از کتاب پنجاه نفر و سه نفر:

 

باید برایتان شرح دهم که بند پنج چه جایی بود.این بند یک سالن 15 متر در 8 متر بود که در آن بیش از 400 نفر زندانی در هم می لولیدند.آن هم چه زندانی هایی.بدترین لمپن هایی که در جهان ممکن است سراغ گرفت...صبح موقعی که اینها را به حیاط می فرستادند و عصر هنگام بازگشتشان به بند موقع تفریح و تماشای ما بود.صف این زندانیها واقعا یک تراژدی-کمدی به تمام معنا بود.یکی می امد می دیدی یک کت و شلوار بسیار شیک و تازه از دست خیاط درآمده بر تن دارد اما زیر آن پیراهن نداشت.و یک زیر پیراهنی چرک پوشیده بود.کفش و جوراب هم نداشت و پابرهنه راه می رفت.دیگری می آمد لخت لخت بود.فقط یک تنبان پاره پایش بود.اما یک کلاه مخمل بسیار اعلا روی سرش! و از این قبیل عجایب زیاد در این صف دیده می شد.این دزدان وقتی به زندان می افتادند اول لباسشان کامل و خوب بود  بعد مجبور می شدند تکه تکه لباسهایشان را بفروشند.و خرج کنند.حالا میدیدی این یکی اول پیراهن و جورابش را می خریدند ولی کت و شلوارش مشتری نداشت.و به تنش می ماند.آن یکی کت و شلوارش را می خریدند و کلاه به سرش می ماند.کار اینها دائما دزدی از هم بود.همه چیز یکدیگر را می دزدیدند و مرتبا از هم شکایت می کردند...

 

خواندن این کتاب خالی از لطف نیست.

 

حسین پور

 




تاريخ : 12 خرداد 1392برچسب:, | 12:55 | نویسنده : |

روز ميلاد حضرت علي ( ع ) و فرا رسيدن روز مظلومانه مرد بر همه دوستان و علي الخصوص بر همكلاسيهاي عزيز مباركباد .



تاريخ : جمعه 3 خرداد 1392برچسب:, | 9:49 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

دو سال پيش همايش قفقاز با هماهنگي و مديريت دانشگاه تبريز در تالار وحدت دانشگاه تبريز برگزار شد و استاد نائبيان هم كه مدير گروه تاريخ دانشگاه تبريز بود به عنوان دبير همايش انتخاب شده بود . من هم كه براي يك كار شخصي به تبريز رفته بودم يك سري به همايش زدم و به اتاق استاد نائبيان رفتم . خيلي خيلي برايم جالب بود . ( تو دوران دانشگاه يكبار تو كلاس كه داشتم خميازه مي كشيدم چانه ام از جاش در اومد كه به صبوري اشاره كردم و رفتم بيرون و صبوري هم سريع پشت سر من اومد بيرون و رفتيم به دانشكده علوم پزشكي و خلاصه مشكلم حل شد استاد نائبيان هم بعد كه پرسيد واسه چي رفتين بيرون من گفتم استاد چانه ام خود به خود از جاش در اومد . از قضا هفته بعد كه ما تو سالن دانشگاه با مرتضي حاجي پور براي تمرين كاراته رفته بوديم استاد نائبيان هم اومد اونجا و مرا ديد . ) بعد 10 سال كه براي ديدن استاد نائبيان وارد اتاقش شدم باور كنيد كه اجازه نداد سلام بكنم با اون لحن خاص خودش همين كه وارد اتاق شدم گفت : ها زده بودند فك ات را از جا در آورده بودند درست شد . گفتم استاد اون مال 10 سال پيش بود گفت مي دونم مي خوام ببينم بازهم از جاش در مي آد . گفتم استاد راستشو بخواين آره ولي ديگه سعي مي كنم خميازه نكشم . خلاصه يه كمي در مورد همايش و مشكلات آن با هم صحبت كرديم و من خداحافظي كردم و از اتاقش اومدم بيرون .

موسوي



تاريخ : چهار شنبه 1 خرداد 1392برچسب:, | 23:32 | نویسنده : فارغ التحصیلان |


مفت مي گويند
كه ديگر هيچ كبوتري
به بام بي اعتماد اين خانه باز نخواهد گشت .
اين خانه مال خودمان است
ارث آب و ميراث ماه .

جا و جارويش با ماست
شما هم گليم و چراغ و آينه بياوريد،
بعد مي بينيد چه حرفهاي قشنگ روشني
براي گفتن داريم

تو به يادم بياور
در زادرود اهل رؤيا
به آرامش چشم به راهِ خانه چه مي گويند ؟!
به خدا من زير همين طاق هاي شكسته
به اعتماد عجيب آينده رسيده ام ،
نگران جابه جايي افعال ساده نباشيد
دارد از دور
صداي پرپر كبوتر مي آيد ،
اينجا ستون به ستون
ستارگان شب شناس داناي ما
دستمال از دو ديده دريا گرفته اند !
ببين چه بام بي گزنده اي دارد اين خانه
اين گهواره عجيب!



تاريخ : پنج شنبه 26 ارديبهشت 1392برچسب:, | 8:58 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

ژان پل سارتر را با جمله معروف انسان تنهاست می شناسیم.به نظر سارتر انسان حتی اگر فامیل زیادی داشته باشد.ازدواج کند فرزند داشته باشد در هر حال تنهاست.حالا فکر کنید سارتر با همسرش سیمون دوبوار که نویسنده کتاب معروف جنس دوم است. چه نوع زندگی داشته؟ این دو فیلسوف تعریف جدیدی از وفاداری در زندگی مشترک برای خود دارند.به این معنا که هر کدام به دیگری اجازه می دهد خازج از ازدواج با دیگران روابط داشته باشد به شرطی که به خاطر رابطه جدید یکدیگر را رها نکنند.و اگر هم از رابطه خارج از ازدواج یکدیگر با خبر شدند ان را به روی هم نیاورند.و تا آخر عمر با هم بمانند آن دو این کار را وفاداری به هم تعبیر می کرده اند!.در حقیقت دو فیلسوف به تک همسری معتقد نبوده اند.اما نه فقط برای مرد بلکه به گونه برابر برای هر دو .در هر حال امروز هدفم معرفی کتاب جنس دوم است و نه فضولی در زندگی خصوصی فلاسفه.

جنس دوم

سیمون دوبوار اولین زنی است که در دانشگاه سوربون به تدریس فلسفه پرداخت.در دوران او سقط جنین پیگرد قضایی داشت اما او و چند صد زن فرانسوی سرشناس دیگر مانفیست سقط جنین را نوشته و امضا کردند و در آن به اینکه فرزند خود را سقط کرده اند اعتراف کردند.و خود را در خطر تعقیب قضایی قرار دادند.دوبوار معتقد بود تاریخ فرهنگی مانع از این است که زنان ازادانه بیندیشند و عمل کنند آنها همیشه خود را بر اساس باورهای مردانه سنجیده اند و برای همین از آزادی و پیشرفت به دور مانده اند.

جنس دوم به کتاب مقدس فمنیستهای دنیا معروف است و به تفصیل راجع به ستم تاریخی که بر زن رفته سخن می گوید.کتاب در دوجلد نوشته شده ترجمه فارسی آن هم در دست است.اگر چه بسیاری از مواقع پیدا کردن آن کار آسانی نیست.در آغاز کتاب دوبوار می پرسد آیا زن یک مفهوم طبیعی است یا یک مفهوم برساخته.یعنی ایا دختری که به دنیا می آید زن به دنیا می آید یا اجتماع از او می خواهد زن باشد.در راستای پاسخ به این سوال دوبوار در جلد اول کتابش از تاریخ مدد می گیرد و دنبال شواهد تاریخی می گردد.و در جلد دوم کتاب زن در موقعیتهای مختلف را بررسی می کند مثلا زن در مقام مادر،زن عاشق،زن در مقام همسر و ...در نهایت دوبوار غریزه مادری را رد می کند و ان را تحمیلی از سوی جامعه می داند.و معتقد است مکتب رهایی زن کمونیسم است.یعنی ایده ای که به زن اجازه کار کردن و صاحب در آمد بودن را می دهد.وی در کتابش بسیاری از عقاید فروید را درباره زن رد می کند.به خصوص عقده ادیپ را که فروید با قاطعیت از آن سخن گفته صراحتا مردود می شمارد.کتاب جنس دوم برای افراد علاقمند به موضوعات مربوط به زنان خالی از فایده نیست.

دوبوار می گوید اگر روزی زن نیز همچون مرد با قدرت عشق بورزد و نه از سر ضعف.دوست داشتن برای او نیز سرچشمه زندگی خواهد بود نه خطری مرگبار.

حسین پور

 



تاريخ : 24 ارديبهشت 1392برچسب:, | 21:6 | نویسنده : |

دوستان عزیزم به بهانه نمایشگاه بین المللی کتاب امسال رفتم سرکی بین کتابهای ریز و درشت نمایشگاه کشیدم.امسال به نظرم آمد نمایشگاه هیچ شورو هیجانی نداشت.به قول دوستی مردم بین نان و کتاب نان را انتخاب می کنند.حتی غرفه کتابهای کودکان (به قول سپهر پسر کوچولوی من،مهد کودک کتاب )که سال های پیش به شدت شلوغ بود امسال خلوت و بی روح بود.قیمت کتابها هم که شما بهتر می دانید چنگی به دل نمی زد.

چند سال پیش که به نمایشگاه رفته بودم کتابی از ژان ژاک روسو خریدم با نام اعترافات،این کتاب که نوعی اتوبیوگرافی روسو هم هست در نوع خود کم نظیر است.نویسنده معتقد است کتابی نوشته که قبلا و پس از او کسی جرات نوشتنش را نداشته و ندارد.یعنی اعتراف به تمام گناهان ریز و درشتش در زندگی.

طنز تلخ تاریخ زمانی در مورد این فیلسوف آشکار می شود که شما او را با کتاب امیل در مورد تربیت فرزند می شناسید اما کسی که به دیگران آموخته چگونه فرزند تربیت کنند هرگز فرزندان خود را تربیت نکرد حتی آنها را بزرگ هم نکرد .او به علت تصور غلطی که در مورد ازدواج و بزرگ کردن فرزندان توسط والدین داشته هر پنج فرزند بی نوای خود را بر پله های نوانخانه ای در پاریس می گذارد و از مسولیت بزرگ کردن آنها شانه خالی می کند.روسو در کتاب اعترافات با اعتراف به این گناه بزرگ مورد سرزنش بسیاری از فلاسفه همدوره خود از جمله ولتر قرار می گیرد.وی خود به شدت از این کار ابراز ندامت می کند اما به قول شاملو تو را چه سود از باغ و درخت که با یاس ها به داس سخن گفته ای.در هر حال نوشتن کتاب اعترافات همانگونه که روسو خود نیز عنوان می کند شجاعت بسیاری می خواسته و در نوع خود کتاب کم نظیری به حساب می آید.

روسو در جایی از کتاب راجع به امساک و خساستی که به آن دچار بوده می گوید:پولی که داریم ما را آزادمی کند اما پولی که می خواهیم به دست آوریم ما را برده می کند.وی معتقد است به همین دلیل در تمام عمرش از پول خرج کردن می ترسیده است.

حسین پور



تاريخ : 20 ارديبهشت 1392برچسب:, | 12:34 | نویسنده : |

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

سیدعلی صالحی



تاريخ : چهار شنبه 18 ارديبهشت 1392برچسب:, | 21:49 | نویسنده : فارغ التحصیلان |
با آنکه سالهاست اسامی آشنای بسیاری
از یاد باد و از خواب خانه و
از کوکجای کوچه رفته اند ،
اما با این همه هنوز
ما با خاطرات همان ترانه ها ی عریانمان در باد
باز از خواب خانه به کوکنار کوچه می آ ئیم .
به کوکنار کوچه می آئیم
نامها ، نشانی ها ، آدمها و دیوارها را می نگریم ،
بعد که خسته می شویم
می رویم کمی آن سوتر به سایه سار ،
نگاه می کنیم
کسی آهسته می آید و از حوالی خاموش ما می گذرد ،
می رود سمت بالای باغ انار

انگار تمام شب پیش تا همین صبح گریه و دعا ،
بالای سر کسی بیدار نشسته بود
غمگین بود ، غمگین می نمود
غمگین و آزرده از پی اسمی آشنا

داشت سردر بالای طاق کوچه را نگاه می کرد


من می شناسمش
همیشه انگار گمان می کند
که سکوت کلمه از صبوری آدمی ست
یا ارزانی آینه از آواز آدمی

چه فرقی دارد
وقتی که دیگر چیزی هیچ
برای کلمه ، برای آدمی ، برای آینه
فرقی نمی کند !

وقتی که رفت ،‌هیچ نامی آشنا نبود
حالا که دارد بر می گردد
پروانه ای قشنگ از خط غروبی دور آمده است ،
آمده است
بالای همان سردر طاق کوچه نشسته است

پرپر و هی  پرپر و هیچ اما نمی رود ،
باد می آید .
خواب خانه سنگین است
کوکنار کوچه خلوت است
و ما باز باخاطرات همان ترانه های عریانمان در باد ،
در باد و دیگر هیچ.

"سید علی صالحی ، از مجموعه: نشانی ها"

 

عرفانی



تاريخ : چهار شنبه 18 ارديبهشت 1392برچسب:, | 19:24 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

در پس ثانیه هایی که ورق خورده و ساعت شده است
روزها میگذرند
سایه ها در پس هم میگذرند
بی خبر از گذر ثانیه ها
در هراس از ماندن
هیچ اگاه نگشتند که اینگونه تورا میخواند
و چه میگفت درختی که به اندازه ی اندوه خزان تنها بود
و نگاهش نگران در پی همدم میگشت
سایه ها در گذر ثانیه ها
رهسپار ره فردا بودند
و دریغا که نخواهند رسید
بی گمان حال نیای فرداست
که به اندازه ی یک دور زمین
کودک حال لقب میگیرد
سایه ها صبر کنید
ما چرا با لبخند

در همین حال به فردا نرسیم
اندکی صبر که فریاد کشید
سایه ها صبر کنید
ناله ای از پس دیوار خدا را خوانده
این چه دردیست که از ناله ی او می آید

اندکی صبر کنید
اشکها را بزدایید ز اندوه خزان
چهره ها را ز قشنگی سرشار
دیده ها را از مهر
و وجود خود را پر کنید از خوبی
بزدایید فغان را از دل
میل بیهوده به رفتن نکنید
سایه ها صبر کنید



تاريخ : سه شنبه 17 ارديبهشت 1392برچسب:, | 17:1 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

خداوندا کدامین شاعر بود که این تشبیه لعنتی را ساخت و معلم را همچون شمع دانست . من که بالشخصه معتقدم شاعر نبوده بلکه یک اجنبی مزد بگیر بوده است که تشبیهی ساخت یک جامعه را به باد فنا داد . از آن روزی که این تشبیه ساخته شد کار ما سوختن است . باور کنید خیلی ها باورشان شده که معلم نه همچون شمع بلکه خود شمع است و فقط نیاز به یک کبریت دارد که آن را هم نه بر زبانه اش بلکه باید بر ریشه اش زد تا بسوزد . به نظر من بدترین تشبیه عالم تشبیه معلم به شمع است .

هفته پیش ، جناب حاجی بابایی ، وزیر آموزش و پرورش تو مراغه بود دو ونیم ساعت سخنرانی کرد و گفت من در پی ارتقای منزلت معلمان هستم ، می خواهم جایگاه واقعی معلمان را در جامعه محقق کنم اما بسی سئوالات در ذهنمان بود و خود را آماده کرده بودیم تا بپرسیم غافل از اینکه از معلم سئوال می پرسند نه از وزیر همینکه سخنرانی اش تمام شد خداحافظی کرد و رفت و هزاران سئوال بی جواب را در اذهانمان باقی گذاشت . شما فکر می کنید چند سال وزیر آموزش و پرورش هستید که می خواهید اینهمه کار زیربنائی بکنید ؟

کدام شأن و منزلت ؟ از چه سخن می گوئید ؟ بی خیال امروز که روز معلم است و روز شمع خودمان را ناراحت نکنیم .

روز مادر و روز معلم بر همه مادران و زنان و معلمان عزیز گرامی باد  .

 



تاريخ : پنج شنبه 12 ارديبهشت 1392برچسب:, | 12:26 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

خوشبختی یعنی : خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرام بخش دیگران باشد.

و تو آنقدر خوشبختی که خداوند تو را مادر آفرید ،

سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت  معلم  .

 باسلام به همکلاسی های عزیز

روز مادر و روز معلم را بر همه شما در هر کدام از این جایگاههای والا تبریک و تهنیت عرض می کنم

مرتضوی

 



تاريخ : چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:, | 19:30 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

با عرض سلام به همه فارغ اتحصیلان عزیز تاریخ

خدا را شکر که ما ایرانی ها هرچند که همیشه از نبود شادی و غمگین بودن خودمان انتقاد می کنیم اما در طنز ید بالایی داریم و به مناسبتهای مختلف آی جک می گوییم و خدا پدر موبایل را هم بیامرزد که کافی است مناسبتی بشود تا سیل جک ها و لطیفه ها راه بی افتد.من به عنوان کسی که همیشه طرفدار شادی و خنده هستم،ضمن تبریک روز معلم و روز مادر به همه مادران نازنین و معلمان بزرگوار تعدادی از طنزهایی را که به مناسبت این دو روز بزرگ به دستم رسیده برایتان در وبلاگ می گذارم باشد که خنده به لبهایتان بیاید.

اگر می خواهید روز زن به خاطر هدیه نگرفتن دچار افسردگی نشوید روزی هفت مرتبه این ذکر را تکرار کنید.من گل همیشه بهارم از کاکتوس انتظاری ندارم.

چه حکایت جالبی است کلمه زندگی با زن آغاز می شود و کلمه مردن با مرد.پس ببال به خودت که آغاز گر زندگی هستی ...روزمون پیشاپیش مبارک.

خانم های عزیز روز زن نزدیکه آقایون منتظر فرصت هستند تا قهر کنن.سعی کنید از همیشه مهربانتر باشید.انجمن بانوان دنیا دیده.

زن بودن کار مشکلی است.مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی،همانند یک مرد کار کنی،شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنی!

آقای عزیز با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید...

فدایت ای گل زیبای هستی نمی دانم کجا بی من نشستی قشنگی های فردایم تو هستی یگانه گنج فردایم تو هستی...بخش از نامه چوپان دروغگو به همسرش

و این قصه سر دراز دارد.البته با عرض معذرت از آقایون هدف فقط نشاندن تبسمی بر لب شما دوستان عزیز بود.

حسین پور



تاريخ : 10 ارديبهشت 1392برچسب:, | 21:36 | نویسنده : |

به یاد می آورم لحظه های فراز را که صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مادرم را ...

روز مادر را برای همه مادران مهربان به خصوص دوستانم تبریک عرض میکنم .

خوش به حال همه کسانی که روز مادر پیش مادرشون میروند و دستش رو می بوسند و زنده باشند تمام مادرهای مهربان و فداکار

عرفانی



تاريخ : سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:, | 16:17 | نویسنده : فارغ التحصیلان |

در این شهر

صدای پای مردمانی می آید که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تورا می بافند

فروغ فرخزاد شاعر توانای معاصر در این دو جمله تابلویی خلق کرده که تصاویرش متحرک هستند.دستی دور گردن حلقه می شود برای بوسیدن که به حلقه شدن طناب دار تشبیه شده ،صدای پای ماموران اجرای حکم در سکوت زندان،یعنی این شهر همچون زندان خلوت و همچون سحرگاه اعدام مخوف است.چرا که مردمانش در ظاهر دوست و حتی بالاتر از آن عاشق تو هستند اما در حقیقت خواهان نابودی و مرگ تو هستند.تزویر و دو رویی در تابلوی فروغ بسیار زیبا تصویر شده است.نمی دانم چرا این شعر فروغ مرا یاد این بیت از حافظ می اندازد

آن یار کزو گشت سر دار بلند                   جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

شاید به خاطر این است که در جامعه ما این دستها بیشتر دور گردن کسانی حلقه می شود که ساده تر و صادق ترند.

حسین پور



تاريخ : 8 ارديبهشت 1392برچسب:, | 23:31 | نویسنده : |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
  • کوه
  • میوه ها
  • هشیاری